شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

125

مجمع الاحكام ( فارسى )

مرگ و اراجيف و خوف و رنج و غربت و گزارش ذو اوطان بسيار بود و اگر شمالى بود ميوه‌ها تباه شود و اگر جنوبى بود ابر و باران بسيار بود و اگر مشرق بود پادشاهان را دلتنگى و غمها بود و اگر مغرب بود كسانى « 1 » را كه به زاد نو آمده باشند سختيها رسد و بسيار بميرند و اگر راجع بود سرما و برف بسيار بود و اگر از شعاع آن وقت بيرون آمده بود فتنه‌ها پديد آيد و فزع و خوف در مردمان افتد و رعيت پادشاهان را خلاف كنند و مرگ و و با در زنان جوان افتد و اگر در حوت بود مردمان را زيانى رسد به سبب گفت و گوئى كه در ميان ايشان بود و گرما و سرما در وقت خويش به غايت باشند و غله‌ها اندك آيد و اگر شمالى بود ، بادها بسيار جهد و اگر جنوبى بود باران « 2 » بسيار آيد و آبها در جوى زيادت شود و اگر مشرق بود باران اندك بود و هوا معتدل گردد و قحط و تنگى باشد و اگر مغرب بود ملوك را غمها و تنگدليها و نزله و بيماريها افتد و اگر راجع بود بعضى از اشراف و مهتران بميرند و اگر « 3 » از شعاع اين وقت بيرون آمده باشد سرما سخت و سيلها و آبها بسيار بود . مشترى اگر مستولى بود بر طالع دليل زيادت شدن عظمت و جلال ( و ) بزرگوارى پادشاهان بود و فتنه ( اى ) عظيم بود در روم و يكى از جمله بزرگواران ايشان هلاك شود و احوال مردمان با نظام « 4 » بود . بيمارى اندكى بود و صلاح « 5 » و ورع و ديانت و راست گفتن غالب بود . ستورانى كه مردمان كارفرمايند بسيار گردند و بادها و باران فراوان بود و هوا تر و معتدل بود

--> ( 1 ) . م . كسانى كه . . . ( 2 ) . م . و اگر مشترى بود باران بود . آنگاه مشترى را خط زده و در حاشيه شمالى نوشته ، ح . باران را در حاشيه نوشته و با علامت ص . ( 3 ) . م . اگر را جا انداخته و در حاشيه نوشته . ( 4 ) . م . نطام . ( 5 ) . ح . صلاع .